بسیاری از ما یک سیکل تکراری را در رفتارهای بلندمدت طی میکنیم یعنی ابتدا جدی هستیم و به تدریج افت میکنیم معمولا چنین سناریویی اتفاق میافتد که برای مثال بعد از یک تصمیم جدی و قول و قرار گذاشتن چند روز صبحها بلند میشوید نرمش ،کرده و سپس دوش گرفته و با صرف یک صبحانه لذت بخش احساس بسیار خوبی پیدا کردید ابتدا همه چیز خوب به نظر میرسید ولی کم کم انگیزه این کار را از دست دادید و گویی دیگر حالش را ندارید ادامه دهید مشکل از کجاست؟ چه چیزی باعث میشود به سرعت این حس بی علاقگی و کلافگی به سراغ انسان بیاید؟ چرا با این که تلاشها تا حدی جواب داده و موفقیتهایی کسب ،شده انگیزه ناگهان افت میکند و نتایج زیر متوسطی در پایان بدست می آید؟
یکی از خطاهای شایع در این نوع برنامه ها اندازه گیری است شاید کم اراده یا دمدمی مزاج ،نباشید بلکه روش اندازه گیری موفقیت را اشتباه رفته اید برای همین به زودی به رضایت درونی اولیه رسیده اید و انگیزه شما کاهش یافته .است زیرا تمرکز اولیه بر کسب یک تجربه یا چشیدن لذت اولیه بوده و چون راهکاری برای سنجیدن استقامت خود ندارید انگیزه خود را به تدریج از دست میدهید اهمیت این نکته را در ادامه متوجه میشوید
واقعیت این است که معمولا افراد با برداشتن چند گام ابتدایی و کسب نتایج مقدماتی احساس رضایت می.کنند زیرا کاری جدید را انجام داده اند به ویژه این حس وقتی قویتر است که قبلا هرگز این کار را انجام نداده باشند اما متأسفانه کسب لذت اولیه بدون حفظ حس پیشرفت برای انگیزه برخی افراد میتواند به معنای تیر خلاص .باشد آنها با کسب نتایج اولیه از دریافت لذت بیشتر ناامید میشوند و به خاطر این حس بد و حتی بدون این که بدانند مشکل ،کجاست تلاش را متوقف میکنند
به ویژه شرایط وقتی بدتر میشود که کاری را شروع کنید که قبلا چند بار شروع کرده و رهایش کرده اید پس حتی انگیزه و رضایت خاطر موفقیت اولیه را هم قبلا از دست داده اید یعنی با تخریب خاطره اولیه خود از آن کار دیگر حسی برای شروع آن و مداومت در دراز مدت ندارید زیرا کنجکاوی یکی از موثرترین انگیزههای اولیه انسانی است اما با چند بار تمرین و کنار گذاشتن این تجربه به کلی دست نیافتنی
می شود.
یکی از خطاهای شایع در این نوع برنامه ها اندازه گیری است شاید کم اراده یا دمدمی مزاج ،نباشید بلکه روش اندازه گیری موفقیت را اشتباه رفته اید برای همین به زودی به رضایت درونی اولیه رسیده اید و انگیزه شما کاهش یافته .است زیرا تمرکز اولیه بر کسب یک تجربه یا چشیدن لذت اولیه بوده و چون راهکاری برای سنجیدن استقامت خود ندارید انگیزه خود را به تدریج از دست میدهید اهمیت این نکته را در ادامه متوجه میشوید
واقعیت این است که معمولا افراد با برداشتن چند گام ابتدایی و کسب نتایج مقدماتی احساس رضایت می.کنند زیرا کاری جدید را انجام داده اند به ویژه این حس وقتی قویتر است که قبلا هرگز این کار را انجام نداده باشند اما متأسفانه کسب لذت اولیه بدون حفظ حس پیشرفت برای انگیزه برخی افراد میتواند به معنای تیر خلاص .باشد آنها با کسب نتایج اولیه از دریافت لذت بیشتر ناامید میشوند و به خاطر این حس بد و حتی بدون این که بدانند مشکل ،کجاست تلاش را متوقف میکنند
به ویژه شرایط وقتی بدتر میشود که کاری را شروع کنید که قبلا چند بار شروع کرده و رهایش کرده اید پس حتی انگیزه و رضایت خاطر موفقیت اولیه را هم قبلا از دست داده اید یعنی با تخریب خاطره اولیه خود از آن کار دیگر حسی برای شروع آن و مداومت در دراز مدت ندارید زیرا کنجکاوی یکی از موثرترین انگیزههای اولیه انسانی است اما با چند بار تمرین و کنار گذاشتن این تجربه به کلی دست نیافتنی
می شود.
توجه به میانگین تلاش یک راه خوب برای کسب نتایج عالی در زندگی و حفظ انگیزۀ کوشش خستگی ناپذیر است. راز حل این معما در میانگین نهفته است زیرا در بیشتر فعالیتها متوسط عملکرد در درازمدت ارزشمند است و نه تلاشهای اولیۀ کوتاه مدت واقعیت این است که معمولا فرد به فتح چند قلهٔ اولیه توجه میکند و به زودی از مسیر منحرف می.شود اما توجه به میانگین دستاوردها باعث میشود همواره حداقل تلاش و نظم و استقامت را حفظ .کنید بهترین مثال در این زمینه رژیم لاغری .است کسی که فقط چند بار با موفقیت از کیک خامه ای گذشته است لاغر نخواهد شد این کار باید به برنامه ی دراز مدت تبدیل شود تا اثرگذار و موفقیت آمیز باشد.
اگر کتاب معروف «اثر مرکب نوشتهٔ دارن هاردی را خوانده ،باشید به خوبی میدانید که چقدر مهم است مجموعه ای از تلاشهای پیوسته برای رسیدن به موفقیت انجام دهید اما محاسبه میانگین ،تلاش حلقه مفقوده ای است که نه تنها دارن هاردی بلکه هیچ یک از نویسندگان کتابهای موفقیت هم به آن اشاره نکرده اند.
اگر کتاب معروف «اثر مرکب نوشتهٔ دارن هاردی را خوانده ،باشید به خوبی میدانید که چقدر مهم است مجموعه ای از تلاشهای پیوسته برای رسیدن به موفقیت انجام دهید اما محاسبه میانگین ،تلاش حلقه مفقوده ای است که نه تنها دارن هاردی بلکه هیچ یک از نویسندگان کتابهای موفقیت هم به آن اشاره نکرده اند.
